دومین سالگرد ازدواجمان مبارک.
سلام.
همچنان باید نامه بنویسم برایت. هنوز تو آنجایی و من، اینجا.
دو سال از پیوند دست های من و دست های تو می گذرد و گویی دست هایمان در هم ریشه کرده اند، مثل عشق تو که در دل من ریشه کرده است...
دو سال است که ما به هم رسیده ایم، دو سال عاشقی و دوست داشتن. در این دوسال کمتر وقت شد که به تو برسم و محبت کنم. بعد از این اما، بیشتر با هم خواهیم بود. بیشتر که نه، همیشه، همیشه ی همیشه...
دوستت دارم ها آغاز می شوند، جاودانه، و عشق به اوج می رسد...
از چشم هایت خواهم نوشت، خواهم سرود.
گاهی می گفتی: «تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد و اشک من تو را بدرود خواهد گفت...». راست می گفتی، اما آن روز، روز مرگ من است...
من، زندگی ام را به تو تقدیم می کنم.
هستی، همسر عزیزم،
دوستت دارم،
دوستت دارم،
دوستت دارم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 19:41 توسط بهنام
|