دلم از رجعت پاییز شکست...
سرد است ... سرد، رابطه ی ابر و آسمان
این است نا معادله ی جبری خزان
سرخ است... سرخ... صورت آلاله وقت باد
آماده باش... جبهه ی رگبار... بوستان...
آبی است ... آبی... آبیِ آرام... سمت چشم
یک توده اخم می خزد از شرق، بی امان
گرم است... گرم... خلوتِ نیلوفر و سکوت
طغیان نمی کند خزرِ چشمِ عاشقان؟
شاد است... شاد... طفلک نابالغ انار
اما در آستان جنون است باغبان...
هی... با تو ام... نمی شنوی؟ دختر تگرگ؟
وارسته از تقابل سرما و استخوان...
ما را هراس داس و تبر نیست... سال هاست...
ما با همیم... دور... ولی سبز... جاودان...